الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
90
الغدير ( فارسى )
- سپس بر بال هماى نشين و به بغداد بازشو و درود مرا بر معدن تقوا ، محمد ، نثار كن . - و بعد در سامرا سرزمين عسكر ، بر على هادى سلام گوى كه از شك و ريب پاك است و هم بر حسن فرزندش كه رفتارش پسنديده و است گفتارش از معدن علم الهى سرچشمه مىگيرد . - اينانند ، نه ساير مردمان كه پناه من هستند و هرروز با جان و دل رو به سوى آنان دارم . و نيز ارجوزهء ديگرى دارد كه به نام يكايك پيشوايان زينت داده است . همو قصيدهاى در ثناى امام ابو الحسن على بن موسى الرضا هشتمين حجت خدا دارد كه در مقدمهء عيون اخبار الرضا ، تأليف شيخ صدوق درج شده و نيز قصيدهء ديگرى در ستايش آن امام كه مىگويد : - اى زائر كه پا در ركاب كرده به تاخت مىروى ! - چنان از ما گذشت كه گويا برقى بود : جهيد و ناپديد شد . - درود خالصانهام را در طوس به سرورم رضا نثار كن . - فرزندزادهء پيامبر مصطفى ، فرزند خليفهاش مرتضى . - آن كه به عزتى پايدار دست يافته و با عظمتى رخشان زيور بسته . - از اين مخلص كه دوستى و ولايت آنان را فرض مىشمارد ، پيغام برده بگو : - در سينه سوز آتشى است كه دلم را پردرد ساخته . - از اين ناصبيان كه دام نهاده در كمين نشستهاند ، قلب دوستانتان جريحهدار است . - با صراحت لهجه بر آنان گذشتم و بىپرده سخن گفتم . - علنا پرچم خلاف را برافراشتم و از اينكه بگويند : رافضى گشته ، هراس نداشتم . - چه خوش است ترك گفتن آنها كه رسما به دشمنى و خلاف شما برخاستهاند . - اگر امكان مىيافتم ، خود به زيارت او مشرف مىگشتم ، گر چه بر آتش تفته پاى نهم . - ولى من پاىبست اين ديارم ، با قيد و بندى خطير . - اين ثنا و تحيت را نثار مرقدش مىسازم تا به ثواب زيارت نايل گردم . - اين امانتى است كه به خدمتش گسيل داشتهام ، باشد كه خشنود گردد . - پسر عباد ، با سرودن اين تحيت ، به شفاعتى اميد بسته كه هرگز مردود نخواهد گشت .